عکس :رمضان در همين حوالي /امين‌آباد -شهرری

2010/08/14

 برای برزگ نمایی روی عکس ها کلیک نمائید
» ادامه مطلب
مطلب را به اشتراک بگذارید: Share/Bookmark

گرامیداشت یکسال ایستادگی در ونکوور کانادا

2010/06/15

بعدازظهر روز شنبه ایرانیان در ونکوور ایستادگی خود را در مقابل اهریمن و ضحاک زمان را جشن گرفتند و گرامی داشتند.
» ادامه مطلب
مطلب را به اشتراک بگذارید: Share/Bookmark

اطلاعاتی ها در میان ما خارج نشین ها چه می کنند

سهیلا وحدتی :هنگامی که فردی از ایران با من از طریق ایمیل تماس گرفت و از نوشته هایم تعریف کرد، خیلی خوشحال شدم. همینطور وقتی که پس از یکی از صحبت هایم در یک اتاق پالتاک، فردی به من پیام داد که می خواهد با من صحبت کند، و توضیح داد که در ایران زندگی می کند و برایش جالب است که من در رابطه با وقایع ایران نگاه واقع بینانه ای داشته ام، باز من خوشحال شدم.
همه ی این افراد ابتدا از دیدگاه های من و نوشته هایم تعریف می کردند. صحبت با تعریف از کار من شروع می شد، و سپس پرسشی را مطرح می کردند. من پرسش ها را البته پاسخ می دادم، و رابطه ی اینترنتی ادامه پیدا می کرد. گاه فقط سلامی بود از طریق پیام و چت، و گاه حتی دعایی برای سلامتی ام!
گاه درخواست برای مصاحبه بود که قرار بود در فلان نشریه دانشجویی که نسخه اینترنتی ندارد، چاپ شود. پاسخ پرسش های مصاحبه را هم می دادم، و ذوق زده می شدم از اینکه زحمت هایی که داوطلبانه و بی چشمداشت در کنار کار روزمره و بار زندگی بدوش می کشم، بی ثمر نمی ماند و هستند کسانی در ایران که تشنه ی شنیدن حرفهای من هستند و دیدگاه مرا کاملا قبول دارند و از آن بهره می برند.
این ذوق زدگی اما زیاد نپائید و با اولین تلاش این افراد برای هک کردن کامپیوترم همان چند سال پیش به پایان رسید. اما البته تلاش این افراد برای هک کردن کامپیوترم به پایان نرسید!
چند روز پیش بود که یک دانشجو که ادعا می کرد استادشان متن اعلامیه جهانی حذف خشونت علیه زنان را که من به فارسی برگردانده ام سر کلاس مطرح کرده و از آنها خواسته که تحلیلی درباره آن بنویسند، و این دانشجو در اینباره از من کمک می خواست. دو روز بعد، ایشان پرونده ی ایمیل (email account) مرا هک کرده و با استفاده از نام شناسه ی خود من با من شروع به چت کرد!
(البته تا حدی تقصیر از خود من بود که رمز عبور را مدتهاست عوض نکرده ام، و صدالبته سخت کوشی برادران اطلاعاتی که پیگیرانه کار خود را دنبال می کنند.)
همه کسانی که از ایران با ما خارج نشین ها تماس می گیرند، اطلاعاتی نیستند. اما اطلاعاتی ها شیوه برخورد خاص خودشان را دارند و نسبتا به راحتی قابل شناسایی هستند زیرا که:

* صحبت را همیشه با تعریف و تمجید از نوشته ها یا صحبت های شما شروع می کنند.
* پرسشی را در مورد کار شما یا نظر و دیدگاه شما مطرح می کنند.
* مایل به ادامه تماس با شما هستند.
* وجه مشخصه عمده اطلاعاتی ها: کاملا بدون خجالت، بدون حاشیه، بدون تردید، با هدف برقراری تماس به شیوه ی صریح عمل می کنند و وارد گفتگو می شوند. در حالیکه افراد معمولی بیشتر به توضیح درباره خودشان می پردازند، اندکی شرم دارند و مطمئن نیستند که شما که در خارج نشسته اید، برای آنها وقت داشته باشید. ولی اطلاعاتی ها مطمئن هستند که شما وقت کافی دارید و در تله آنها خواهید افتاد. از این رو با اطمینان کامل عمل می کنند.
(البته پس از خواندن همین مطلب، ممکن است شیوه عمل خود را عوض کرده و با شرم و تردید بیشتری وارد گفتگو شوند)
* گاه از شما می خواهند که از طریق شما، و گاه حتی با معرفی مستقیم شما، با دیگر افراد تماس بگیرند. و از آنجایی که از طریق شما به دیگران معرفی می شوند، مورد اعتماد کامل آنها قرار می گیرند.


هدف اطلاعاتی ها از هک کردن ایمیل ها و کامپیوترهای ما چیست؟

به نظر می رسد هدف همان است که با نفوذ در میان ما دنبال کرده و می کنند. در خارج کشور کسانی در میان ما هستند که همه ما می دانیم ممکن است عامل نفوذی باشند، گرچه هیچ سندی وجود ندارد و حدسی است که قابل اثبات نیست. افزون بر آن، گاه کسی که به ظاهر روشنفکر سیاسی یا مدافع حقوق بشر است به خارج سفر می کند و خیلی سریع وارد جمع های ما می شود، و حتی نقش عمده ای را در یک گروه فعال به عهده می گیرد، و یا شاید پس از مدتی به ایران بازمی گردد. گاه حتی پس از بازگشت به ایران، تماس خود را با ما حفظ می کند و به فعالیت ادامه می دهد.
گاه این وارد شدن در جمع از طریق اینترنت صورت می گیرد.
بهرحال اطلاعات به شیوه های گوناگون عنصرهای نفوذی خود را در جمع های گوناگون دارد. به نظر می رسد حکومت جمهوری اسلامی با تجربه فراوانی که در زمینه کسب اطلاعات و نفوذ در میان گروه های گوناگون بدست آورده، دست کم چند هدف را دنبال می کند.


کسب اطلاعات، کشف نقش ها و "نقشه" ها

حکومت جمهوری اسلامی، مانند هر حکومت دیگری، مایل است برآورد دقیقی از هویت، نقش و عملکرد مخالفین خود داشته باشد. اما نگرانی جمهوری اسلامی از مخالفین خود در غرب به تازگی بویژه شدید شده است چرا که بشدت از پروژه های براندازی نرم وحشت دارد. در این وحشت، یک هسته ی واقع بینانه وجود دارد زیرا که دولت امریکا پول و تلاش زیادی را به شیوه حسابگرانه و برنامه ریزی شده صرف براندازی رژیم جمهوری اسلامی به شیوه ظاهرا مدنی و انقلاب مخملین کرده، می کند و خواهد کرد. اما جمهوری اسلامی با توجه به میزان نارضایتی عمومی در داخل کشور، آگاه است که یک جرقه ی اعتراض مدنی می تواند باعث انفجار سیاسی گسترده ای شود. از این رو، در هراس دائمی از توطئه بسر می برد و از این دیدگاه هراس محور، همه ی ما خارج نشینان نقشی مستقیم یا غیرمستقیم در براندازی نرم داریم.
به این ترتیب، جمهوری اسلامی ایران بشدت روی فعالین خارج کشور حساس است و تلاش دارد که نقش و عملکرد هریک از فعالین را شناسایی کرده و تا حد امکان پرده از روی "نقشه" های احتمالی بردارد.
جالب اینکه حتی من که خود را یک مدافع حقوق بشر می دانم و مدتهاست که از فعالیت سیاسی کنار کشیده ام، از زیر ضرب برادران اطلاعاتی مصون نیستم. جمهوری اسلامی متاسفانه به شیوه دائی جان ناپلئون به همه چیز و همه کس مظنون است در حالیکه کافیست مجازات اعدام را لغو نماید و حبس ابد را جایگزین آن کند تا بسیاری از فعالین حقوق بشر را که برای لغو اعدام مبارزه می کنند، خلع سلاح کند. ولی این حکومت با منطق دائی جان ناپلئون در هراس از توطئه براندازی فقط و فقط به دنبال کشف توطئه است.
پس از کشف نقش های افراد در خارج کشور، کشف اطلاعات شخصی هم مهم می شود. هک کردن کامپیوتر یک نفر می تواند کلی اطلاعات شخصی درباره یک فرد و زوایای زندگی او به اطلاعات بدهد. اطلاعات می تواند از این اطلاعات برای زیر فشار گذاردن فرد، تهدید یا تطمیع، و جذب فرد به همکاری استفاده کند.


چهره سازی
حکومت جمهوری اسلامی در اولین گام برای نفوذ در میان مخالفین خود، چهره سازی می کند. یعنی برخی افراد را که حاضر به همکاری با اطلاعات شده اند، یا از آغاز اطلاعاتی بوده اند، دستگیر و زندانی می کند، به آنها حکم زندان می دهد، و کم کم نام این افراد به عنوان فعالین مخالف جمهوری اسلامی بر سرزبان ها می افتد. پس از مدتی، دیگر کسی نمی پرسد که سابقه فعالیت این فرد چه بوده و کارنامه ی تلاش های او چیست، بلکه فقط زندان رفتن او کافی است که چهره ای مورد قبول به عنوان مخالف جمهوری اسلامی باشد و همه جا پذیرفته شود. چه بسا فعالین خارج کشور برای نجات او تلاش کرده و کمک می کنند که او را به خارج کشور بیاورند، همانطور که بسیاری از فعالین مورد پیگرد را در خروج از کشور کمک می کنند.
اطلاعاتی ها با بدست آوردن اطلاعات مشخص از هویت، نقش و عملکرد افراد مختلف، بهترین راه های نفوذ را در میان گروه های مختلف شناسایی می کنند.


مخدوش کردن مرزها و دامن زدن به جو بی اعتمادی

از آغاز انقلاب تا کنون موج مهاجرت ناراضیان به خارج کشور ادامه داشته است. بویژه افرادی که مورد پیگرد حکومت بوده اند و دستگیر و زندانی شده اند، و یا احتمال دارد زندانی شوند، به خارج کشور آمده اند. طبیعی است که جمهوری اسلامی برای اینکه به عوامل نفوذی خود چهره های مورد قبول عام بدهد، ابتدا چهره سازی می کند، یعنی آنها را دستگیر و زندانی می کند، و سپس به اسم ناراضی و مخالف فراری به خارج کشور می فرستد.
برخی از این افراد بصورت نفوذی عمل می کنند، و برخی دیگر به تدریج دستشان رو شده و طرد می شود. ولی در هر حال، حکومت جمهوری اسلامی در مخدوش کردن مرزهای اعتماد موفق عمل می کند. چرا که هیچ راهی برای تشخیص اینکه چه کسی که تازه از ایران آمده نفوذی اطلاعات هست یا نیست، وجود ندارد. بنابراین فعالان خارج کشور به همه کسانی که نیاز به کمک دارند، کمک می کنند. و همه کسانی را که مایل به همکاری هستند، در میان خود راه می دهند. در همین حال، جایی برای اعتماد کامل به کسانی که از ایران به خارج مهاجرت می کنند، وجود ندارد و این شامل رابطه میان خود افرادی که از داخل به خارج می آیند نیز می شود. یعنی خود این افراد نیز قادر نیستند با اطمینان تشخیص دهند چه کسی در میان آنها ممکن است نفوذی اطلاعات باشد.


تخریب شخصیت چهره های مخالف

کسب اطلاعات، یکی از عملکردهای نفوذی هاست. یک عملکرد دیگر آنان، تخریب شخصیت چهره های مخالف حکومت است که گاه ممکن است به تخریب شخصیت چهره های مشخص یک جناح درون حکومت نیز منجر شود. یک فرد نفوذی اطلاعات برای تخریب شخصیت چهره های مخالف حکومت از نوشتن مقاله، افشاگری، و یا حتی شایعه پراکنی در محفل های دوستانه و غیبت های خودمانی و تعریف خاطره های گذشته استفاده می کند. یک مقاله که مثلا بیش از نوددرصد متن آن یک مطلب جالب و مورد قبول همگان است، ممکن است در حاشیه به برخورد شدید با یک چهره ی برجسته مخالف حکومت و تخریب شخصیت وی بپردازد. از آنجایی که بخش عمده مقاله مورد قبول همه است، این لگد ضمنی در راستای تخریب شخصیت نیز تاثیرگذار می گردد.
تخریب شخصیت همچنین از طریق کسب اطلاعات درباره زندگی شخصی یک فرد و افشاگری در این زمینه می تواند رخ دهد. اطلاعات تله های شخصی برای افراد مخالف خود می چیند، آنها را در دام رابطه های احساسی و عاطفی می اندازد، و با افشاگری در این زمینه به تخریب شخصیت آنها می پردازد.


منحرف یا خنثی کردن حرکت

افراد نفوذی اطلاعات وقتی که وارد یک حرکت مدنی یا سیاسی می شوند، تلاش می کنند که به آن حرکت جهتی بدهند که در نهایت بصورت خنثی در مخالفت با جمهوری اسلامی اثر کند. خنثی کردن تاثیر یک حرکت از طریق منحرف کردن مسیر آن می تواند از جمله با این شیوه ها عملی شود:

* پیش آوردن بحث ها و هدف های دیگری که با بحث ها و هدف های اولیه ی گروه فاصله دارد و تاکتیک هایی که استراتژی را تغیر می دهد و از هدف اولیه دور می سازد.
* تفرقه اندازی میان افراد گروه که با ایجاد بدبینی میان فعالین انجام می گیرد و راههای گوناگونی دارد که از بی اعتماد سازی از راه اتهام و برچسب "اطلاعاتی" زدن هست تا غیبت و شایعه سازی شخصی درباره شخصیت یک فرد.
* دامن زدن به بحث های فرسایشی و وقت تلف کردن در گروه که باعث می شود کار گروهی بی نتیجه باقی بماند و کم کم به یاس و ناامیدی افراد و انفعال آنها بیانجامد.


به دست گرفتن مدیریت حرکت

یکی از موفق ترین کارهای اطلاعات جمهوری اسلامی، مثل سازمان اطلاعات هر کشور دیگری، به دست گرفتن مدیریت حرکت است. این حرکت می تواند مدنی یا اعتراضی یا سیاسی باشد.
به دست گرفتن مدیریت می تواند با نفوذ در یک حرکت موجود صورت بگیرد و فرد نفوذی در میان گروه نقش کلیدی را بدست گیرد، یا اینکه خود اطلاعات می تواند حرکت های موازی حرکت های اعتراضی و مدنی را سامان دهد و خود آنها را مدیریت کند تا اینکه یک، در جذب نیرو با حرکت اصلی رقابت نموده و آن حرکت اصلی را به تدریج از جریان خارج سازد و دو، مدیریت حرکت را بصورت کامل در دست داشته باشد تا ضمن اینکه بظاهر حرکتی وجود دارد، در عمل هرگز به بنیان حکومت لطمه نزند و سوپاپ اطمینانی وجود داشته باشد که کاملا بی خطر است.


چه می توان کرد

وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی و سازمان اطلاعات سپاه پاسداران هر دو بشدت در داخل و خارج کشور فعال هستند. با افزایش نگرانی حکومت از شکل گیری توطئه براندازی نرم در خارج، حساسیت نسبت به فعالان خارج کشور، بویژه نسبت به آن دسته از فعالین خارج کشور که با کنشگران داخل کشور در تماس هستند، بشدت رشد کرده است. همه ما از نفوذ اطلاعاتی ها نگرانی داریم و می دانیم که از آنان امید خیر نیست! از سوی دیگر دل خوش داریم که مدتی است ترورهای خارج کشور فروکش کرده و دست کم بصورت مقطعی متوقف شده است. بهرحال این واقعیتی است که اطلاعاتی ها در میان ما هستند، نفوذ کرده اند و تلاش دارند بیشتر نفوذ کنند و هرچه بیشتر و بیشتر اطلاعات و آگاهی از ما و کارهای ما بدست آورند و مدیریت جریانهای خارج کشور را نیز به دست گیرند. ما چه می توانیم بکنیم و به نگرانی خود از اطلاعاتی ها چگونه پاسخ دهیم؟
مهمترین شیوه ی مقابله با عملکرد اطلاعات این است که حربه های آن را خنثی کنیم. مهمترین حربه هایی که اطلاعات دارد، یکی آگاهی از برخی اطلاعات پنهان و شخصی است، و دیگری چهره سازی است که به منظور نفوذ و تحریف حرکت یا بدست گرفتن مدیریت حرکت صورت می گیرد. باید اطلاعاتی ها را در این زمینه ها تا حد امکان خلع سلاح کنیم.


حرکت با شفافیت

شفافیت را می توان در زندگی خصوصی و نیز در حرکت اجتماعی حفظ کرد.
شفافیت در زندگی خصوصی - کسانی که به فعالیت اجتماعی – مدنی یا سیاسی – روی می آورند، به نوعی چهره اجتماعی پیدا می کنند. از این رو، بخشی از زندگی آنها در میدان دید عموم بوده و همچنین مورد قضاوت عموم قرار می گیرد. اطلاعاتی ها تلاش می کنند زاویه های پنهان زندگی خصوصی را پیدا کنند و از آن برای باجگیری یا افشاگری استفاده کنند. گاه حتی تلاش می کنند زاویه های پنهان برای زندگی یک نفر بسازند و مثلا او را در تله ی رابطه ی عاطفی توجیه ناپذیر یا نامشروعی قرار دهند، و بعد با افشا کردن آن زاویه ی پنهان که به عمد ساخته شده است، به تخریب شخصیت وی بپردازند.

شفافیت در حرکت گروهی – اگر همه ی زاویه های یک حرکت گروهی شفاف و روشن نباشد، بدین معناست که زاویه های پنهانی وجود دارد که مربوط به فعالیت یا فعالین آن گروه می شود. در چنین شرایطی، معمولا میزان پنهانکاری با رده ی فرد ارتباط مستقیم پیدا می کند. یعنی هرچه فرد رده ی بالاتری در گروه داشته باشد، میزان دانسته های او بیشتر است. و به عکس، هرچه فردی دانسته های پنهان بیشتری داشته باشد، موقعیت و رده ی بالاتری نسبت به سایرین می یابد. و این خطرناک است زیرا که اطلاعاتی ها می توانند اطلاعات را کسب کنند و یک نفوذی را براحتی در رده های بالای گروه جای دهند.


حرکت سازی: پرهیز از چهره سازی

مهمترین اصل در پرهیز از ضربه پذیری، پرهیز از چهره سازی است. اگر ما به دنبال چهره ها نباشیم، نفوذی های اطلاعات هیچ کاری در منحرف کردن حرکت و یا به گروگان گرفتن حرکت نمی توانند انجام دهند. تاکید هر حرکت و فعالیت گروهی باید روی حرکت سازی و گسترش آن باشد. حرکت هر چه گسترده تر باشد، کمتر ضربه پذیر است و بهتر عمل می کند. در حرکتی که شفاف است و تصمیم گیری در آن بصورت جمعی صورت می گیرد، یک فرد نمی تواند نقش زیادی در ضربه زدن ایفا کند.
فضای تبلیغاتی که در مخالفت با جمهوری اسلامی اخیرا بشدت رایج شده متاسفانه باعث شده که به چهره سازی دامن زده شود. در تبلیغات سیاسی مخالف رژیم جمهوری اسلامی و حتی تبلیغات حقوق بشری مرتب نام کسانی که زندانی شده اند و حکم گرفته اند تکرار می شود. زندان رفتن به نوعی کوپن شهرت تبدیل شده است. دیگر کمتر کسی می پرسد که عملکرد و کارنامه این زندانی ها چه بوده است.
چهره سازی از کسانی که به زندان می افتند به محدود سازی حرکت نیز دامن می زند. طبیعی است که در عمل چنین حرکتی که محدود به چهره های زندانی است، نمی تواند گسترش یابد. هیچ حرکت اعتراضی، مدنی یا سیاسی که در چهره زندانیان خلاصه شود، نمی تواند رشد کند. حرکت را باید از روی تاثیر آن برروی جامعه، و نه از روی حکم زندانی های آن، سنجید.
و حتی اگر قرار است چهره سازی کنیم، بهتر است کارنامه فعالیت سیاسی یا مدنی هر فردی را معیار قضاوت قرار دهیم. نباید از قربانیان زندان جمهوری اسلامی، قهرمان مدنی یا سیاسی بسازیم و در چهره پردازی اغراق کنیم چرا که در اینصورت جمهوری اسلامی کارگاه چهره سازی موفقی در اختیار خود خواهد داشت. درست است که ما مدافعین حقوق بشر و بسیاری از هم میهنان خارج کشور برای نجات همه کسانی که به جرم های سیاسی در زندان هستند تلاش می کنیم، ولی این ربطی به قضاوت شخصیت سیاسی یا اجتماعی آنها ندارد و دلیلی برای بزرگ کردن یک فرد نیست. اصولا حکم دادگاه معیار قضاوت سیاسی افراد یا کارنامه فعالیت مدنی آنها نیست.


گسترش و جمعی کردن حرکت

حرکتی که در یک گروه کوچک و مدیریت فردی خلاصه شود، براحتی می تواند مورد نفوذ اطلاعاتی ها قرار گرفته و مدیریت آن ربوده شود. ربودن مدیریت یعنی اینکه یا یک نفوذی به مدیریت گروه برسد، یا اینکه مدیر گروه زیر فشار اطلاعات مجبور شود خیلی از چیزها را رعایت کند و دست و پا براه حرکت کند.
اما حرکتی که با تصمیم گیری جمع پیش می رود، اگر چه افت و خیز بیشتری دارد و خیلی کندتر حرکت می کند، اما امکان ربوده شدن آن توسط اطلاعاتی ها خیلی کمتر است.


نتیجه گیری

با اینکه اطلاعاتی های جمهوری اسلامی بشدت فعال هستند، همه جا نفوذ دارند و از امکانات فوق العاده ای – مانند ارتش سایبری – برخوردار هستند، اما باید به خاطر داشت که مسیر مبارزه هموار و مستقیم نیست، بلکه پر از چاله و چوله و دست انداز است.
مهمترین نکته اینکه از راه ناهموار نباید ترسید، چرا که ترس پیامدی جز تسلیم در برنخواهد داشت. در همین حال، باید هشیار بود. می توان ترس را با هشیاری جایگزین ساخت و تا جایی که می توانیم، میدان عمل اطلاعاتی ها را هموار نکنیم. بلکه به عکس، تلاش کنیم که زمینه ی عمل اطلاعاتی ها را با گسترش و جمعی کردن حرکت، با شفافیت، و با پرهیز از چهره پردازی تنگ و تنگ تر سازیم.:اخبار روز
» ادامه مطلب
مطلب را به اشتراک بگذارید: Share/Bookmark

فیلم :گرد همایی ایرانیان در سالگرد انتخابات در تورونتو کانادا

2010/06/14

» ادامه مطلب
مطلب را به اشتراک بگذارید: Share/Bookmark

مهدی خزعلی : از نظر اینجانب حجم نیروهای ضد شورش صد برابر زمان شاه می باشد، شاه در آن زمان ۳۶ میلیون مخالف داشت، پیدا کنید پرتقال فروش را….

2010/06/13

وبلاگ مهدی خزعلی : سالگرد ۲۲ خرداد، تهران چهره حکومت نظامی به خود گرفت، ۱۶ آذر را بسته بودند، ترافیک شدید بلوار کشاورز موجب شد که از پارک لاله تا تقاطع دکتر قریب و آزادی را پیاده بیایم، انصافاً گاردی های جمهوری اسلامی به مراتب پیشرفته تر و مجهز تر از کماندوهای شاه هستند، مثل آدم آهنی لباس می پوشند، تازه خودشان که درگیر نمی شوند، اول لباس شخصی ها به سبک شعبان بی مخ عربده می کشند و حمله می کنند و پشت سر آنها گارد، سواره یا پیاده حرکت می کند!

نمی دانم آن چهل و اندی میلیون نفر که برای تجدید بیعت به پای صندوق های رای آمدند اینقدر ترسناکند یا آن پنجاه میلیون نفر که در ۲۲ بهمن برای حمایت از آقایان به میدان آمدند خطرناکند؟! وگرنه طبق گزارش کیهان که برای جنبش سبز دیگر پنجاه نفر هم نمانده است ( رجوع شود به آخرین گزارش کیهان که اعلام کرد پنجاه نفر هم به دعوت جنبش سبز پاسخ ندادند) نمی دانم رژیمی که به پنجاه میلیون مردم پا به رکاب فدایی مستظهر است چرا باید برای پنجاه نفر معاندِ ملحدِ محارب، آن هم از نوع ترسو و بی دین، این همه نیرو بسیج کند!

حکومت نظامی امروز تهران، پیامی به جهان مخابره کرد، آن پیام این بود: ” ملت علی رغم سرکوب مضاعف زنده است ” ، دیگر نیازی نیست که مخالفان به خیابان بیایند، حضور نیروهای سرکوبگر همان پیام را دارد! از نظر اینجانب حجم نیروهای ضد شورش صد برابر زمان شاه می باشد، شاه در آن زمان ۳۶ میلیون مخالف داشت، پیدا کنید پرتقال فروش را….

۲۲ خرداد ۱۳۸۹ دکتر مهدی خزعلی / تهران خیابان آزادی
» ادامه مطلب
مطلب را به اشتراک بگذارید: Share/Bookmark

فیلم:تظاهرات ایرانیان مقیم کانادا به مناسبت 22 خرداد

» ادامه مطلب
مطلب را به اشتراک بگذارید: Share/Bookmark

فیلم / 22 خرداددستگيري درمقابل دانشگاه شريف و انتقال به محل ماموران سركوبگر دانشگاه شریف (+ دو فيلم ديگر)

» ادامه مطلب
مطلب را به اشتراک بگذارید: Share/Bookmark

فیلم : مرگ بر اصل ولایت فقیه و مرگ بر ديکتاتور شعارهای شبانه 22خرداد

» ادامه مطلب
مطلب را به اشتراک بگذارید: Share/Bookmark

تجمع خانواده بازداشت شدگان 22 خرداد در پلیس پیشگیری/ تعداد بازداشت شدگان به 200 نفر رسید


خبرگزاری هرانا - در پی تجمعات اعتراضی امروز دست کم 200 نفر بازداشت شده اند و خانواده بازداشت شدگان در مقابل پلیس پیشگیری تجمع نمودند.

بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، در پی بازداشت های گسترده امروز معترضین دست کم 200 نفر توسط نیروهای انتظامی و امنیتی بازداشت شدند، خانواده برخی از بازداشت شدگان در مقابل پلیس پیشگیری خیابان انقلاب مقابل سینما بهمن تجمع کرده و خواهان آزادی وابستگان خود شدند.

پلیس پیشگیری از دادن اسامی بازداشت شدگان به خانواده ها خودداری می کند.

هم چنین احمدرضا رادان جانشين فرمانده ناجا نسبت به بازداشت شهروندان معترض اعتراف کرده و گفته است: "تعداد اندكي توسط مأموران اطلاعاتي به عنوان مظنون دستگير شدند كه ظرف امشب پس از تكميل پرونده به دستگاه قضايي معرفي خواهند شد."
» ادامه مطلب
مطلب را به اشتراک بگذارید: Share/Bookmark

فیلم : 22خرداددعواي بسيجي با پليس و شعار مرگ بر دیکتاتور مردم در اتوبوس؛

» ادامه مطلب
مطلب را به اشتراک بگذارید: Share/Bookmark

عکس:22 خرداد جو پلیسی امنيتی شهر مشهد

برای بزرگ نمایی روی عکس ها کلیک نمائید
» ادامه مطلب
مطلب را به اشتراک بگذارید: Share/Bookmark

حضورگسترده نیروهای پلیس : درگیری و دستگیری حداقل ده تن درمشهد

برخی از شاهدان عینی به کمپین بین المللی حقوق بشر گفتند که در تهران و برخی از شهرهای دیگر از جمله مشهد نیروهای پلیس و بسیجی با حضور گسترده در اقصی نقاط شهر واز جمله در اطراف دانشگاه ها از هر گونه تجمع مسالمت آمیز افراد جلوگیری می کند دربرخی مناطق شهر نیز برخوردهایی با اجتماع کنندگان رخ داده است که هنوز اطلاعات دقیقی در خصوص این خصوص منتشر نشده است.

به گزارش یکی از شاهدان عینی اعتراضات پراکنده ودرگیری در اطراف پارک ملت و دانشگاه فردوسی مشهد رخ داده و تعداد از مردم نیز دستگیر شده اند که در این زمینه هم اطلاعات دقیقی درمورد تعداد افراد دستگیر شده در دست نیست. اگر چه یکی دیگر از شاهدان عینی از دستگیری حداقل ده تن در پارک ملت مشهد گفته است. وی به کمپین گفت: «‌از ساعت ۱۰ تا ۱۱ صبح دانشگاه های مشهد از جمله دانشگاه های فردوسی، آزاد، سجادو پیام نور مشهد شاهد حضور گسترده نیروهای پلیس و لباس شخصی ها بود. او گفت که این نیروها از تجمع دانشجویان جلوگیری می کنند و خود وی شاهد درگیری بین دانشجویان و نیروهای پلیس بوده است.ش
» ادامه مطلب
مطلب را به اشتراک بگذارید: Share/Bookmark

فیلم : درگيري بسيجي ها با دانشجویان، دانشگاه شریف 22 خرداد

» ادامه مطلب
مطلب را به اشتراک بگذارید: Share/Bookmark

عکس : مستند "تقاطع" ساخته صدا و سيمای جمهوری اسلامی در مورد جانباختن ندا

برای بزرگ نمائی روی عکس کلیک کنبد
» ادامه مطلب
مطلب را به اشتراک بگذارید: Share/Bookmark

فیلم : درگیری در دانشگاه تهران ۲۲ خرداد

» ادامه مطلب
مطلب را به اشتراک بگذارید: Share/Bookmark

فیلم / تظاهرات 22 خرداد 89 خیابانهای اطراف چهار راه ولی عصر / خانوادهای جانباختگان در بهشت زهرا

» ادامه مطلب
مطلب را به اشتراک بگذارید: Share/Bookmark

فیلم : 22 خرداد آرایش نظامی زیر پل کالج و موتو سواران میدان انقلاب 22 خرداد 1389

» ادامه مطلب
مطلب را به اشتراک بگذارید: Share/Bookmark

فیلم : تظاهرات گسترده دانشجویان دانشگاه شريف در 22 خرداد

» ادامه مطلب
مطلب را به اشتراک بگذارید: Share/Bookmark

مهاجرت ایرانیان به ثبت می شود

رئیس سازمان ثبت احوال کشور از ثبت مهاجرت ایرانیان خبر داد .
 
به گزارش واحد مرکزی خبر ، اردکانی از اجرای ثبت مهاجرت ایرانیان داخل و خارج ازکشور در پایگاه جمعیتی ایرانیان خبر داد و گفت : طبق قانون ، هر ایرانی در داخل و خارج از کشور محل سکونت خود را تغییر دهد باید این تغییر را به اداره ثبت احوال اطلاع دهد .

وی افزود : ساز و کارهای لازم در اجرای این طرح فراهم شده است و افرادی که به موقع تغییر یا جابجایی مکان اقامتی خود را اعلام کنند کارت ملی و کدپستی جدید رایگان به آدرس آنان ارسال خواهد شد .
» ادامه مطلب
مطلب را به اشتراک بگذارید: Share/Bookmark

لغو راهپیمایی معترضان، نشانه قدرت یا ضعف؟

2010/06/11

بی بی سی، پارسا پیلتن : تصمیم میرحسین موسوی و مهدی کروبی برای لغو راهپیمایی روز بیست و دوم خرداد واکنش های مختلفی در پی داشته است.

گروهی از معترضان می گویند این تصمیم بخاطر بالا بودن احتمال توسل حکومت به خشونت، خردمندانه است و نباید دلسرد شد.

اما گروهی از مخالفان دولت محمود احمدی نژاد نیز عقیده دارند نباید مقابل خشونت ورزی حکومت عقب نشست. این دسته، اقداماتی رادیکال را برای پیشبرد اهداف جنبش سبز توصیه می کنند و می گویند اصرار آقایان موسوی و کروبی به حرکت در چارچوب قانون اساسی تنها به پایداری جمهوری اسلامی کمک می کند.

به عقیده آنها، خالی کردن خیابان ها به موضع حکومت درباره شکست خوردن معترضان قوت می بخشد.

نظر عباس میلانی، استاد دانشگاه استنفورد، شیرین عبادی، برنده جایزه صلح نوبل، عبدالکریم لاهیجی، حقوقدان و فعال حقوق بشر، ابراهیم نبوی و مسعود بهنود، روزنامه نگار و احمد سلامتیان، تحلیلگر سیاسی را در این خصوص جویا شدیم.

 عباس میلانی: این نشانه سعه صدر است

"من تصورم این است که آقای موسوی و کروبی اطلاعاتی داشتند و مردم هم شواهدی در خیابانها دیدند مبنی بر این که رژیم نیروهای خود را بسیج کرده تا اگر مردم به خیابانها آمدند، مثل سال قبل آنها را مورد ضرب و شتم و حمله قرار بدهد. بنابراین رهبران جنبش سبز به این نتیجه رسیدند که بهایی که باید برای این کار پرداخت، خیلی گزاف است.

من تصورم این نیست که این تصمیم نشانه ضعف این جنبش است، بلکه نشانه سعه صدر است. نشانه آن است که هم جنبش و هم رهبرانی مانند آقایان کروبی و موسوی نمی خواهند از مسیر خشونت به پیروزی برسند.

همین دیروز روزنامه کیهان که شیوه کار و سلوکش معلوم است، چون می دانست وزارت کشور مجوز راهپیمایی را نمی دهد، پیش بینی کرده بود که رهبران جنبش سبز راهپیمایی را لغو خواهند کرد چون طرفدار ندارند.

اتفاقا من فکر می کنم که درست خلاف این مساله است. اگر جنبش سبز طرفدار نداشت، برای رژیم خیلی راحت بود که پته این جنبش را روی آب بریزد. برایش خیلی راحت بود که به التهاب موجود پایان دهد. برایش خیلی راحت بود که آبروی جنبش سبز را در دنیا ببرد.

این که بعد از یک سال دو تن از رهبران پیشین ایران تقاضای راهپیمایی بدون شعار و فریاد می دهند ولی رژیم هنوز جرات ندارد اجازه چنین تظاهراتی را بدهد، به گمان من نشانه ضعف رژیم است، نه ضعف جنبش.

مهمترین دستاورد جنبش سبز این است که شاید بهتر از هر وقت دیگری، واقعیت استبدادی حکومت ایران را نشان داده و اعتباری برای ادعای مردم سالاری یا حتی جمهوریت رژیم باقی نمانده است.

امروز وضعیت جنبش دموکراتیک ایران با صد سال پیش قابل قیاس نیست. اگر در نظر بگیریم که سه تن از سران پیشین جمهوری اسلامی (حالا آقای رفسنجانی را در نظر نمی گیریم) به صف آزادیخواهان و دموکراتها پیوسته اند، می بینیم که اینها دستاوردهای شگفت انگیزی است.

جنبش سبز واقعا تصویر ایران در عرصه بین المللی را یک شبه عوض کرد. تصویر مملکتی که حامی تروریسم معرفی می شد، به پیشرفته ترین و بایسته ترین و قدرتمندترین جنبش دموکراتیک جهان تبدیل شد. به یک روایتی، سه میلیون نفر به قول خود آقای قالیباف (شهردار تهران) پارسال در تهران به شکل مسالمت آمیز (در ۲۵ خرداد) تظاهرات کردند.

در این چهل، پنجاه سال اخیر که تاریخ دنیا را اندکی مطالعه کرده ام، هیچ نهضتی را در هیچ کشوری به یاد ندارم که سه میلیون نفر را با چنین نظمی، بدون حزب، بدون ارتباطات، بدون اجازه رسمی، به خیابانها بیاورد. این دستاورد شگفت انگیزی است."

 شیرین عبادی: حکومت حاضر به اجرای قانون اساسی نیست

"مساله مهم این است که جنبش سبز زمانی پیروز خواهد شد که به خشونت متوسل نشود.

دولت از اعطای حقوقی که در قانون اساسی برای مردم به رسمیت شناخته شده، یعنی راهپیمایی مسالمت آمیز، خودداری کرد و برای این که مردم هزینه بیشتری نپردازند، کسانی که دعوت به راهپیمایی کرده بودند، دعوتشان را پس گرفتند و از مردم خواستند به طرق دیگر اعتراضشان را ابراز کنند. این نشان از آن دارد که حکومت حاضر به اجرای قانون اساسی نیست.

حالا که راهپیمایی لغو شده، سایر شیوه های اعتراض از قبیل برگزاری مراسم یادبود و جشن تولد برای زندانیان سیاسی، گردهمایی "مادران عزادار" و نوشتن در وبلاگها می تواند مورد استفاده قرار بگیرد. مهمترین ابزار برای بیان اعتراض همانی است که تاکنون مورد استفاده قرار گرفته است: اینترنت.

مردم دلسرد نشده اند، زیرا می دانند لغو راهپیمایی برای جلوگیری از خشونتهای بی مورد دولت و برای حفاظت از جان و آزادی مردم است و مردم باید به همان شیوه های قبلی خود، به مبارزه ادامه دهند."

 عبدالکریم لاهیجی: همه مردم حاضر نیستند حداکثر هزینه را بپردازند

"مطالبات فقط از طریق راهپیمایی پیگیری نمی شود. هر روز خواسته های مردم گسترده می شود. با توجه به دغدغه های مردم درباره معیشت، کار و گرانی، دامنه خواسته های مردم خواه ناخواه گسترش می یابد. مردم باید به هر صورتی که خود تشخیص می دهند، این مطالبات را مطرح کنند.

آنچه مسلم است این که رهبری سیاسی جنبش، با توجه به موازنه قوا، باید شیوه هایی را انتخاب کند که تلفات و ضایعات کمتری برای مردم داشته باشد، چون در بسیاری از موارد این تلفات و ضایعات است که موجب سرخوردگی مردم می شود، زیرا همه مردم حاضر نیستند حداکثر هزینه را برای مبارزه، حتی مبارزه اجتماعی، بپردازند.

حال که ایرانیان داخل کشور با چنین محدودیتهایی مواجه اند، ایرانیان خارج از کشور باید بلندگوی مبارزه داخل باشند. باید حداکثر پیشتیبانی را در این مبارزه برای مردم ایران کسب بکنند.

باید از دولتهای خارجی بخواهند به حکومت ایران فشار بیشتری بیاورند تا این موج اختناق که متاسفانه روز به روز رو به افزایش است، در ایران فروکش بکند و زندانیان سیاسی آزاد شوند."

 ابراهیم نبوی: جنبش سبز به حرکتهای مسالمت آمیز گرایش دارد

"موضوع این است که ما از برگزاری یک راهپیمایی چه بدست می آوریم و از عدم برگزاری آن چه از دست می دهیم. وقتی حکومت اجازه راهپیمایی نمی دهد، مفهومش این است که می داند جمعیت عظیمی به خیابان خواهد آمد. آقایان مسئول مملکت اگر واقعا فکر می کنند که جنبش سبز مرده یا جمعیت اندکی دارد، اجازه بدهند تا معلوم شود چند نفر به خیابان می آیند.

طبیعی است که جنبش سبز به حرکتهای مسالمت آمیز گرایش دارد. اگر بخواهید حرکتی خشونت آمیز انجام دهید، شاید فقط پنج یا ده هزار نفر در آن شرکت کنند، ولی برای حرکتی مسالمت آمیز ممکن است یک میلیون نفر شرکت کنند.

بعلاوه این تصمیم به این مفهوم نیست که مردم نمی توانند به خیابان بروند و تظاهرات کنند. اتفاقا من به خیلی از دوستان توصیه می کنم که اگر مهندس موسوی گفت شعار ندهید، از روی پشت بام شعار بدهند و بگویند "مرگ بر دیکتاتور". دست جمعی به خیابان بروند و اعتراض کنند. کسی که جلوی گروه های مختلف اجتماعی را نگرفته است.

در واقع آقای موسوی و کروبی دارند به آن بخش از نیروهای سیاسی که به حرف آنها گوش می دهند، پیشنهاد و راهکار می دهند. وگرنه آقای موسوی نگفته که مردم نمی توانند به خیابان بروند."

 مسعود بهنود: موسوی و کروبی نمی خواستند به نداها و سهراب ها اضافه کنند

"این تصمیم به دلایل متعدد تصمیم خردمندانه ای است، بخاطر این که آقایان موسوی و کروبی در نامه ای که به وزارت کشور نوشتند، به اندازه کافی یا به اندازه ای که بیشتر از آن ممکن نبود، برای برگزاری چنین تظاهرات آرامی امتیاز دادند.

در آن نامه بهرحال بطور ضمنی دولت آقای احمدی نژاد و وزارت کشور آن را پذیرفتند و پذیرفتند که شعار ندهند تا صداقت دولت محک بخورد. به نظر می رسد تا همین جا هم به مقصود خود رسیده اند. دولت آنقدر خود را در شرایط آسیب پذیری می بیند که تحمل چنین تظاهراتی را هم ندارد.

مدتها درباره کارایی اعتراضهای خیابانی بحث هست. اکثر کسانی که تجربه و مطالعه کافی داشتند، معتقد بودند که اعتراضهای خیابانی دیگر کارایی ندارد، چون حکومت تمام نیروهایش را بسیج کرده و هزینه حضور در خیابان را بالا برده و در این حالت دارد احساس پیروزی می کند چرا که به خیال خودش موفق شده سطح خیابانها را پاکسازی کند، اما این هزینه به گردن حکومت افتاده است.

بنابراین نظر غالب مصلحت اندیشان این است که از اینجا به بعد باید این فاز اعتراض خیابانی را تمام شده دانست و به قول خودشان در جهت تعمیق نهضت حرکت کرد. در یک سال اخیر گامهای بلندی در این راه برداشته شده و در مقابل جناح سرکوبگر یا کودتا یا هر چه اسمش را بگذاریم، بسیار باریک شده است.

در حقیقت می توان گفت که حکومت دارد با وزن سنگینی، روی لبه نازکی حرکت می کند و به همین جهت از اینجا به بعد نهضت می تواند هزینه زیادی ندهد.

با لغو راهپیمایی، آقایان موسوی و کروبی به هواداران خود این پیام را دادند که آنقدر تعداد شما زیاد است یا بنا به آن شعار معروف، چنان بیشمار هستید که حکومت می ترسد به شما اجازه دهد حتی بدون شعار به خیابان بیایید.

از اینجا به بعد مسئولیت بر عهده مردم است. رهبرانشان با یک نامه ساده به آنها علامت دادند. حکومت را امتحان کردند و نمره رفوزگی دادند.

به نظرم اکنون زمان دلسردی طرفداران جنبش سبز نیست، بلکه باید به این فکر کنند که رهبرانشان حاضر نشدند به نداها اضافه کنند، به سهرابها اضافه کنند و مردم باید بیشتر دنبال راهکارهای یک نهضت ضد خشونت آرام باشند."

 احمد سلامتیان: جنبش سبز نهادینه و تثبیت شده است

"اگر قبول بکنیم که جنبش اصلاحات، یک جنبش مطالبه محور و مدنی است، یکی از تکالیف رهبران یک جنبش مدنی ارزیابی هزینه ای است که هر حرکت اجتماعی به تکیه گاه اجتماعی آنها وارد می کند. بنابراین تصمیم آقایان موسوی و کروبی برای لغو راهپیمایی را یک عقب نشینی سیاسی نمی بینم که بین پیروان آنها واخوردگی و یاس ایجاد کند.

امروز جنبش سبز دیگر مساله اصلی را در زد و خورد و وزن کشی خیابانی نمی بیند، بلکه دارد یک روند سیاسی و تشکیلاتی پرنفس را شروع می کند. امروز اگر دستاوردهای سیاسی حاکمیت در یک سال اخیر را با دستاوردهای جنبش سبز مقایسه کنیم، می بینیم که برنده هماوردی سال گذشته که یکی از جنبه هایش برگزاری یا عدم برگزاری راهپیمایی است، جنبش اعتراضی بوده که توانسته خودش را در صحنه سیاسی ایران نهادینه و تثبیت کند.

عملا وضعیت به جایی رسیده که شخص آیت الله خامنه ای که رای گیری بیست و دوم خرداد را یک حماسه ملی خوانده بود، حاضر نشده برای گرامیداشت آن یک برنامه راهپیمایی ترتیب دهد. او حالا در ترکیب رهبری دستجمعی جنبش سبز یک نوع رهبری اجتماعی را در مقابل خود می بیند.

من فکر می کنم یکی از امتحانهایی که اکنون پیش روی جنبش سبز قرار دارد، این است که آیا رهبری آن چنان تکامل یافته است که بتواند بدنه خود را در زمان لازم به حرکت درآورد و متوقف کند. آیا بدنه اجتماعی از رهبری آن پیروی می کند یا خیر؟

هیچ حرکت اجتماعی بدون حداقل انضباطی که بتواند تاکتیکهای لازم را برای آرایش و بروز نیروی خود بکار ببرد، نمی تواند به موفقیت برسد.

اما معتقدم بخشی از بدنه اجتماعی هر نهضتی قابل کنترل نیست، هرچند آقایان موسوی و کروبی کسی را از شرکت در راهپیمایی منع نکرده اند. از همین رو، این امتحانی است که میزان پیروی بدنه اجتماعی جنبش سبز از رهبرانش را تا حد زیادی مشخص می کند."
» ادامه مطلب
مطلب را به اشتراک بگذارید: Share/Bookmark
سایت یک یک کانادایی. www.1canadian.net یک ایرانی در کانادا